تبليغاتX
دلتنگی های من و محمد

دلتنگی های من و محمد

خداااااااااااااااااااااااااایا دووووووووستت دارم

برای اقا غمگین و عاشق؟؟؟؟؟

....

بیا نترس...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 16 بهمن1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

شادم بیخودی؟؟؟

سلام جیگری های من

امروز بامحمدی صحبت کردم

دوباره بهش گفتم که زیاد زیاد دعا کنهاخه ۲ تا از بچه های کلاسمون 

دعا خصوصی داشتند که به محمد گفتند منم بهش گفتم تا میتونی دعا

کن  و اونجا دخیل ببند تا همه دوستام مشکل هاشون حل نشدبرنگرد

 کلی خندش گرفته بودالهی قربون خنده هاش نشم و بشم

ولی خدا بخواد شنبه دیگه پیش خودمهوای ای خدا یعنی میشه

 زودتر برگرده

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 بهمن1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

خدایامواظبش باش

سلام دوستای نانازی من

امروز حالم خیلی گرفته

اخه جیگری رفت سوریه تازه یه هفته هم میمونه

 یعنی من یه هفته نمیبینمش شایدهم نتونم باهاش

 صحبت کنم

دیشب پیشش بود و بهش اسمهای شما دوستای

نانازم رو دادم بهش گفتم برای همه دعا کنه

 اولش خندید و فکر کرد دارم مسخره اش میکنم ولی دید

 دارم جدی میگم کاغذ رو باز کردو بازجویی هاش شروع

 شد

ستاره کیه

عسل کیه

اذین کیه

باران کیه

خاطره کیه

شیوا کیه

غزال کیه

کیانا کیه

محبوبه کیه

فرزانه کیه

شیدا کیه

طناز کیه

سونیا کیه

نازنین کیه

بهاره کیه

مهسا کیه

مهشید کیه

نوشین کیه

هستی کیه

نرجس کیه

گلناز کیه

مهرنوش کیه

سما کیه

ساغر کیه

مینا کیه

فروزان کیه

و........

اشک منو دراورد هی میگفت این کیه؟ اون کیه؟

 منم اعصابم خرد شد سرش داد کشیدم

 دوستااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

الهی بمیرم دلم براش سوخت خیلی ترسید

 ولی بعدش ازش معذرت خواهی کردم که سرش داد

  کشیدم اونم ازم معذرت خواهی کرد که حرصم رو در

  اورده بود

 وبعد یه خداااااااااااااااااااااحافظی طولانی کردیم

منم امدم خونه و کلی ابغوره گرفتم وبراش دعا کردم

زودتر برگرده اخه از الان دلم براش تنگ شده

 

خدایا مواظب محمد باش

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط غم(من)  | 

التماس(خدااااااااااااااااا)

خدایا میدونی چند وقته دارم داد میکشم

میدونی چند وقته دارم اشک میریزم

میدونی چند وقته دارم التماس میکنم

میدونی چند وقته دارم غصه میخورم

میدونی چند وقته دارم تو بیداری کابوس میبینم

میدونی چند وقته شبها تا صبح بیدارم

میدونی دیگه نمیتونم گریه کنم

میدونی به جای گریه فقط میخندم

میدونی دارم نابود میشم

نه! نمیدونی ...

تو نیستی

منو نمیبینی

خداااااااااااااایا من اینجام این پایین پایین ها

خدایا از اون بالا به همه چیز نگاه نکن

خدایا بیا رو زمین

بیا رو زمین اونوقت منو ببین

بیا ببین من چی شدم

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایا بیاو به داد من برس

تنها امید من توئی

چرا کمکم نمیکنی

چرا منو نمیبینی

خدایا دست منو بگیر

منو از رو زمین بلند کن

میخوام باهات همسفر بشم

منو باخودت ببر

خدایا این یه خواهش نیست

این یه التماسه

منو با خودت ببر

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 دی1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

جدایی

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن

را برایت تکرار کند وتو از او محبت بیاموزی

 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه یخ بستن وجود ادمها و بستن چشم هاست

 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگترین احساس زندگیست

 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه ناتمام ماندن قشنگ ترین داستان زندگیست که مجبوری اخرش را با

جدایی به سرانجام برسانی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 دی1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

تنهام خسته ام یکی کمکم کنه...

ابری تر از همیشه...

خسته تر از همیشه...

زخمی تر از همیشه...

دلتنگ تر از همیشه...

 

سلام دوستای جیگری

ازتون یه سوال دارم؟؟؟؟؟؟؟

اگه شما یه نفر رو دوست داشته باشید اونم شمارو دوست داشته باشه

ولی خانواده شما اونو دوست نداشته باشه،شما چه کار میکنید؟

اصلا واضح تر میگم

من و محمد همدیگه رو دوست داریم

ولی مامانو بابا من میگن نه!

میگن شما ها بچه اید

میگن از روی احساسات حرف میزنید

میگن باید بزرگتر بشید

میگن به درد هم نمیخورید

میگن میگن....

هزارتا چیز میگن...

اون به دردت نمیخوره...

اون......

اون.......

اون............

تو......

تو...............

بابا من خسته شدم

اخه تاکی باید صبر کنم

اصلا صبر کنم که چی بشه؟

شاید صبر کردم و دوباره بابا مامانم گفتن نه!

اونوقت تکلیف چی میشه؟؟

اونوقت منو محمد ۴/۵ ساله که سر کار رفتیم

۵ سال عمر خودمونو تلف کردیم

اونوقت بعد از ۵/۴ سال جدایی برامون خیلی سخته

اخه چرا کسی منو درک نمیکنه

چرا کسی معنی عاشقی رو نمیفهمه

چرا مامان بابا ها فکر میکنن ما بچه ایم

چرا یه بار فقط یه بار به حرف دل ما گوش نمیدن

چرا فکر میکنن که فقط خودشون درست میگن

چرا نمیخوان معنی عاشقی رو بفهمند

چرا انقدر رو حرف خودشونند

چرا انقدر با من لجبازی میکنند

اخه چه گناهی کردیم که عاشق شدیم

اخه مگه محمد چه عیبی داره

دزده

قاتله

معتاده

ادم بدیه

شره

بی خانواده است

کوچه خیابونیه

لاته

کارتون خوابه

دعوا معوا میکنه

چاقو ماقو  میکشه

دختر بازی میکنه

کار نداره

خونه نداره

زندگی نداره

عقل نداره

شعور نداره

زشته

بد هیکله

بد تیپه

بد میگرده

بد راه میره

بد حرف میزنه

اخه مگه محمد چه مشکلی داره

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چرا کمکم نمیکنی

بابا عاشق شدیم دزدی که نکردیم

عاشق شدیم ادم که نکشتیم

اصلا مگه عاشقی جرمه؟؟

همه یه روزی عاشق میشن

یکی زودتر یکی دیر تر

تاکی باید زجر بکشیم

خداااااااااااااااااااااااااااااااایا مگه عاشقی جرمه؟

خدایا برای یه بارهم که شده به حرف دلم گوش بده

خدایا نذار از هم جدا بشیم

نذار غصه بخوریم

نذار افسردگی بگیرم

نذار پیری زود رس بگیرم

خدایا خب کمکم کن دیگه.......

 

دوستای خوبم شما اگه جای من بودید چه کار میکردید؟؟

تورو خدا کمکم کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 دی1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

خدایا کمکمون کن

جیگرم دووووووووووووووووووووست دارم یه عالمه

…..*..lovelovelo…*
…*..lovelovelove….*
..*.lovelovelovelove…*…............*….*….*
.*..lovelovelovelovelo…*………*..lovel….*
*..lovelovelovelovelove…*….*…lovelovelo.*
*.. lovelovelovelovelove…*….*…lovelovelo.*
.*..lovelovelovelovelove…*..*…lovelovelo…*
..*…lovelovelovelovelove..*…lovelovelo…*
…*….lovelovelolovelovelovelovelovelo…*
…..*….lovelovelovelovelovelovelov…*
……..*….lovelovelovelovelovelo…*
………..*….lovelovelovelove…*
……………*…lovelovelo….*
………………*..lovelo

 

دلم برات یه ریزه شده

کجااااااااااااااااااااایی؟؟

اااااااااااااای خداااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 دی1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

ای خداااااا خودت میدونی من نمیخواستم پاک کنم

هی گفتن عکسها ضایع است

هی گفتن هوسه موسیه و.....

هی گفتن بی ناموسیه

هی گفتن .....

تا مجبور شدم خذف کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط غم(من) 

برای بی جنبه ها نیست

مخصوصا پ . س . ر . ه . ا

 

شرمنده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط غم(من) 

جیگر منه دوست دارمش

سلام امدم تا بهتون بگم محمد من جیگرررررره

خلاصه هر چی باشه از خیلی ها بهتره

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط غم(من) 

برامون دعا کنید

تند بادی وچنگالهای سیاه پنجه می اندازد بر کلبه خوشبختی کوچکم

وتو در سیاهی یک اتفاق زشت گم میشوی

تنها شب است که مانده

وجای پای تو بر صفحه سفید تنهائیم

و انعکاس اواز جغد شوم

در گوشهایم که فریاد میزند تمام شد

 

 

سلااااااااااااااااااااااااااااااام دوستای جیگرررررررررم

انقدر دلم واسه جیگرم تنگ شده  که حد نداره

اخه خیلی وقته که جیگرم رو ندیدماخرین بار وقتی میخواست بره

عروسی دیدمش

وااااااااااااااای یعنی میشه دوباره رابطه مون مثل اولش بشه

ااااااااااااااااای واااااااااااااااای که چقدر دلم براش تنگیده

یعنی میشه منو اونم ادم باشیم

یعنی میشه مثل بقیه باهم زندگی کنیم

یعنی میشه.......

خدا جونم کمکمون کن

خدااایا خیلی بده که دونفر همدیگه رو دوست داشته باشن ولی بهم نرسن

اونوقت وقتی بزرگ بشن یادو خاطراتشون عذابشون بده

دوستای گلم برای منو محمدی هم دعااااااااااا کنید

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

به خواستن می اندیشم به ارزوهام

وقتی فکر میکنم که صداتو نگاتو ندارم دیوووووووونه میشم

وقتی شبها از صدای گریه ام بیدار میشم دیوووووونه میشم

وقتی هرشب تو خوابم میای و پلکهامو خیس میکنی دیووووونه میشم

وقتی هرروز وهرشب با خاطراتت زندگی میکنم دیووووووونه میشم

وقتی میدونم کنارم هستی وبهم فکر میکنی دیووووووونه میشم

وقتی ثانیه ها دیر میگذره دیوووووووووووووووونه میشم

وقتی بوی عطر همیشگیت به مشامم میرسه دیوووووونه میشم

وقتی شب میشه و ماه تو اسمون نمیاد دیوووووووونه میشم

وقتی با دیدن گلها یاد تو می افتم دیووووووووونه میشم

وقتی مال هم هستیم ولی به هم نمیرسیم دیووووووونه میشم

وقتی کنارت بودم وحالا نیستم دیوووووووووووووووونه شدم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

همیشه با خودم فکر میکردم وقتی ازت دور بمونم وقتی دیگه پیشم

 نباشی میتونم به راحتی به یکی دیگه دل ببندم

میتونم راحت تراز قبل زندگی کنم به همه ارزوهام برسم میتونم ازادانه

فکر کنم و تو این دنیا کثیف زندگی کنم

ولی حالا که از من دور هستی تنها ارزو ام باتو بودنه به تو رسیدنه باتو

به قله اوج پرواز کردنه

ولی حیف که دیگه نیستیClick to view full size image

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

سلام دوستاااااااااااای نااااااز ناااااازی خودم

خوبین ؟خوب نیستین؟ چرا خوب نیستین؟؟ از دست جیقل هاتون ناراحت اید؟ اره؟  اشکالی نداره خوب  واسه همه پیش میاد  

ا ا ا ا به جیگرررررررررررم سلام نکردم

سلام جیقل خودم خوبیییییییییی؟؟

اخی بیچاره جیقلم اخه بعد از این همه مشکلات و بدبختی به یه حال وهوا

تازه نیاز داشت که امشب هم اون حال وهوا جور شد اخه امشب عروسیه

یکی از دوستاشه  منم با بدبختی راضیش کردم تا بره مگه

میرفت خلاصه با بد بختی راضیش کردم 

راضی شد که یه دلی از عزا در بیاره

حالا اقا خوشگله نه به اینکه راضی نمیشد

حالا هم که راضی شده ناز میکنه   

اونوقت میگن دخترهاااااااااا ناز نازو اندتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

این جیقیلی من ۴ ساعت بود که تو ارایشگاه بود

بعد ۶ ساعت هم امد خونه و به خودش رسید که چیکار کنم چی بپوشم

 چی نپوشم مدل ریشم چه جوری باشه و کلی بندو بساطتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ولی خدایش تا دیدمش تو کف این بشر موندمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com از بس که ناز شده بود

نمیخوام تعریف کنم ولی ناز بود ناز تر هم شد دیدمش چشمام داشت از

کاسه بیرون میزدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

الان هم نمیدونم جیگیلی کجاست وداره چیکار میکنه ولی صد در صد داره

از همون کارا میکنهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

الهی فداش بشم  من عاشق خنده هاشم  

اون هر وقت شاده انگار دنیارو بهم دادن

خلاصه بگم همیشه همدیگه رو دوست داشته باشیدو گذشت داشته

باشید

برای منو محمد هم دعاااااااااااا کنید

باااااااااااااااای باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

امید

تنها گرمای صدای تو سکوت خانه دلم را میشکند

 

تنها نوازش دستهای تو مرا به بودن مطمئن میکند

 

وجنگل سپید موهایت مرا تا عمق سکوت دلپزیر عشق

 

پرواز میدهد

 

مهربانم

 

صدایت ، دستهایت و جنگل سپید موهایت را میخواهم

 

پس برایم همیشه بمان

 

در انتظار امدنت ستاره ها و خورشید را شب و روز

 

شمرده ام

 

انجا که غمگین ترین پرنده روی زمین مرا به اشیانه خود

 

برد تا از بلند ترین شاخه اواز تنهایی اش را بشنوم

 

در انتظار امدنت جاده ها بی قرار شده اند

 

و عقربه های ساعت گامهایش را از یاد برده است

 

در انتظار امدنت باد سکوت کرده است

 

ای کاش بیایی

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آذر1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

دلتنگم

بیا که دلم گرفته بیا که تنهام  بیا چون خسته ترینم

 

تنهاترینم   دلتنگ ترینم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط غم(من)  | 

خیلی دلم گرفته

دلم خیلی گرفته خیلی خیلی یه بغل میخوام ،میخوام برم تو بغلش و گریه کنم میخوام اونقدر گریه کنم تا تو بغلش بمیرم میخوام داد بزنم میخوام گریه کنم میخوام تنها باشم میخوام خودموبکشم ، اگه داد بزنم میگن دیونه ام اگه گریه کنم میگن چی شده داره گریه میکنه اگه خودمو بکشم میگن چه قدر بدبخت بوده چقدر مشکل داشته اگه تنها باشم میگن چه قدر خودشو میگیره و خجالتیه  میخوام باهاش زندگی کنم میگن شما بچه اید و به درد هم نمیخورید. خدا جونم من باید چه کار کنم ؟باید چه جوری زندگی کنم؟ تو هم که جوابمو نمیدی کمکم نمیکنی انگار هیچ منی وجود نداره .خدایا سلام منم این پایین همون کسی که همیشه به یادته وازت کمک میخواد همونی که خیلی تنهاست همونی که نمیدونه باید چه جوری زندگی کنه همونی که ..........................   خدا جونم فقط یه ریزه کمکم کن فقط . به زندگی مورچه ها - زنبورها- و...............  حسودی میکنم چون اونا باهم هستند باهم کار میکنند زندگی میکنند و . . . . . خدایا یه کمی کمکم کن راه درست رو جلو پای شکسته ام بذار ، بذار تا بتونم زندگی کنم بذار تا بتونم به چیزی که میخوام برسم بذار تا بذار تا بذار تا . . . . . . خدایا وقتی کمکم نمیکنی نا امید میشم از زندگی کردن نا امید میشم از این دنیا و ادمهاش نا امید میشم از کلمه امید میترسم خدا جونم وقتی ادم تکیه گاهی نداشته باشه وقتی به زندگی امید نداشته باشه  چه جوری باید تو این دنیا دوام بیاره؟؟ چه جوری باید خوب باشه خوب زندگی کنه از زندگی راضی باشه وبعد همیشه لبخند رو به جای غم رو لباش تو چشماش جایگزین کنه اخه چه جوری؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

من تنهام

سلام خداجونم ما ادمها چقدر تنهاییم بااینکه کلی ادم دور وبر ماست ولی هیچکس قدرت درک نداره امروز وقتی از مدرسه امدم همش دارم گریه میکنم اخه هیچکس درکم نمیکنه تازه چند وقتی میشه محمد رو ندیدم دلم براش خیلی تنگ شده مشکل بزرگتر اینه که اون امروز بعد از ظهر از اینجا به جایی دیگه میره برای کار هیچ جوری هم نمیتونیم باهم حرف بزنیم از دیدن همدیگه خبری نیست اخه مرخصی بی مرخصی خدا یا کمکم کن من تنهام دوستای گلم کمکم کنید من تنهام  و . . . . زندگی بدون محمد یعنی مرگ            خواهش میکنم کمکم کنید   
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

عکس عکس عکسها رسید

برو به ادامه مطلب ۳ تا هزار خونه دارو بچه دار بدو بدو
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مهر1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط غم(من)  | 

عکس فروخته شده پس گرفته نمیشود

بدو بدو عکس ۳ تا هزار خونه دارو بچه دار بدو بدو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط غم(من)  | 

قلب شکسته

شال و کلاه کرده بودم تا بیام به دیدنت که چیزی توی پام فرو رفت نشستم ودیدم یه تیکه شکسته از قلبمه، قلبی که با حرفات شکسته بودی

+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط غم(من)  |